خب بنده تشریف آوردم ...بعله طبق معمول کار و همت و مضاعف واینا!تو این مدت که نبودم اونقد سوژه پیش اومده هی تصمیم کبری گرفتم بیام بنویسم اما ...
اما..
اما وبلاگ محترم بنده توسط یکی از برادران ارزشی! این مرز و بوم که صد البته به شدت هم بنده رو میشناسن شناسایی شده و از اونجایی که همچین مور مورم میشه و آره و اینا همچین یه نموره تصمیم به خودسانسوری گرفتم و خلاصه لیدی مارمالاد از همین تریبون اعلام میکنه که زشته عیبه نرین تو احوالات ملت تجسس کنین..اینجا هم راحت نمیزارین ما رو؟...کم نیس تو دنیای واقعی آیا؟؟
جریان کار خرابی ـ ره.بر اسبق رو هم که شنیدین دیگه با مادر بزرگ اون سید حسن لبنانیه نصر ا... ریختن رو هم گویا!(پیرو شعار نواده روح ا.. و باقی ماجرا!!!!)والا ما هم بیخبر بودیم دار دسته خودشون اومدن لو دادن که چه نشستی که بابا بزرگت دسته گل آب داده ... نایب بر حقش هم نشسته بود خونسرد نیگا میکرد و ساکت بود...
از این جریان هم که بگذریم دار و دسته یوگی ودوستان نه چیزه ا.ن و دوستان گویا افتادن به جوون لاری.جانی و دوستان !و کلی اوضاع این دو تا قمر در عقربه و بگم؟بگم راه انداختن!!!!!!
من کشفیدم کلا خردادهای ایران همیشه زیبا و عالی ان!و همیشه سرشار از همه چی عالیه و من چقد خوشالم و خس و خاشاک گم شین اونور و اینا...این خس و خاشاک لامصب هم بجای اینکه خوراک دام و گوساله و گوسفند بشن هی میرن تو چشم انسانهای فرهیخته ایران ـ اسلامی!
و باز هم از اتاق فرمان اشاره میکنن گمشو بیا پایین از تریبونت...هوس نوشابه کردی آیا؟!فلذا بنده رفع زحمت میکنم ....
پ ن۱:در بین شما کسی سایتی راجع به کلاژ میشناسه آیا؟هلپ می پلیـــــز...
پ ن ۲:مستر افشین هک شد...خاک به سرم!
بعدا نوشت:خدا وبلاگشو آزاد کرددو نقطه دی!