مسافر بلاد کفر...
مساله اینست
از همه پنهون بود از شما چه پنهون بنده در راستای همون اصلاحات تصمیم داشتم چهار گوشه تهرونو ببوسم و به بلاد بلاخیز کفر سفر کنم ...البته اینم بگم که دلم راضی نبود و منتظر بودم یکی بیاد بگه نه نرو ...بمون...که کسی نگفت! و ما هم برای کم نیاوردن ناچار به خرید بلیط شدیم!!اما باز هم دل اطرافیان به رحم نیامد و حتی گفتند بهترین کارو انجام دادی!!!
وبه ناچار بنده یه سفر دو هفته ایی به پاچه ام رفت تا اوضاع را بررسی نموده و تصمیمات بعدی را اتخاذ نماییم.لذا باز هم از همین تریبون اعلام میکنم که اگر بار گران بودیم رفتیم ...
اما مدیونید اگر فکر کنید دلم برای ا.ن برای س.علی برای همه برادران و ایضا خواهران زحمت کش ادای پاره ایی از توضیحات تنگ نمیشود و شاید به خاطر همین عزیزان دل مامان !برگردم
پ ن۱:خیالتان راحت چک کردم پروازمان توپولوف نیست پس احتمالا زنده می مانم!
پ ن۲:ویزا لازم نبود بگیرم به دلیل تولد در همان بلاد بلاخیز(گفتم توضیح بدم نگید خالی بنده و اینا!!)
پ ن۳:لپ تابم (جالب توجه جناب هادي گره كور!!)را ميبرم پس كماكان دنبال ميكنم وبلاگهايتان را...
پ ن۴:يادم نيس تو كدوم وبلاگ اما تو يه وبلاگي خوندم بسي.جيه به دانشجو ميگه من واسه دين و شرف و غيرت ميجنگم تو واسه آزادي؟!!!!دانشجو ميگه ما واسه چيزايي كه نداريم ميجنگيم!!!يعني حال كردم با اين جواب آقا...حال!!
پ ن۵:ديگه خدافظ...آها قرار وبلاگي ميريد عكس بگيريد ما هم دوستان رو ببينيم كنجكاويمان شده !
پ ن۶:به جوون خودم ديگه رفتم.خداحافظ
اسمم عسله.