بازم سلام...

الان نزديك صبحه و من هر چي چشامو فشار دادم نتونستم بخوابم پس چاره ايي ندارم جز نوشتن يه پست  تو وبلاگم.. تنها پل ارتباطي من با دوستاني كه يكان يكانشون!!رو دوس دارم...

اين دو روز كفش آهني پام كردم و واسه كاراي پذيرش دانشگاه خيلي تلاش كردم...خداييش سيستم اداري اينجا رو كه ميبينم ميبينم سيستم اداري ما تو ايران اندازه يه جلبك هم بدرد بخور نيست...همش كاغذ بازي و امضا و از اين اتاق به اون اتاق شوتت ميكنن مثل يه توپ فوتبال !!

به خاطر همين تلاش هاي مذكور كارام تقريبا جمع شد و نتيجه اش يه چن وقت ديگه بهم اعلام ميشه و حالا ديگه با خيال راحت ميخوام برم صفا سيتي!!!چيه مگه ما دل نداريم آقا جان؟؟

امروز يه حراجي پيدا كردم كه جاتون خالي معركه بود و كلي خريد كردم از اونجا و مثل قحطي زده ها خريد كردم  و در جواب پسر عمو كه گفت مگه ايران قحطي اومده فقط سرخ و سفيد شدم و سعي كردم به خودم مسلط باشم و گفتم نه اينا سوغاتيه!!پسر عموي فضول يه نيگا به خريدها كرد و گفت ولي اينا كه فقط سايز خودته و ما باز وقيحاانه جواب داديم واسه دوستامه آخه!!

در اين هنگام فهميديم آن نگاه عاقل به عسل  رو و پشت بندش عبارت خودتي كه از نيشخندش پيدا بود اما به روي مباركمان نياورديم!!

كلن اينجا خيلي بايد به رويتان نياوريد و مقداري خودتان را به خريت بزنيد تا بقا يابيد!كه اين را هم مثل همه چيز ديگر مديون 30 ياست هاي محترم جناب ا.ن وبرو بچسشون هستيم!!ميپرسيد چرا؟؟ فقط همين جمله بس كه در اذهان ملت شهيد پرور بريتانياي جهان خوار :ايران=آنگولاست و ايراني= تروريست (يه چيزي تو مايه هاي طالبان )و بايد خودت را ج.ر بدي و توضيح بدي كه افغانستان طالبان دارد و ما صاحب تمدن 2500 ساله هستيم و كورش ها داريم و منشور حقوق بشر داشتيم زماني كه شما هنوز غار نشين بوديدو به سيب زميني ميگفتيد ديب دميني!!

خلاصه كار آنچنان ساده ايي هم نيست زندگي در اين بلاد كفر حتي براي بنده كه شناسنامه ام ايراني نيست و از روي مداركم لو نميروم كه فرام ايران هستم!!

و به همين دلايل ذكر شده ما مقداري دپرس شده ايم و دلمان گرفته كه چرا دختر عموي ما با وجود اينكه تبعه اينجاست  فقط به جرم ايراني الاصل بودن با سگي به بزرگي اينقدر(دستات رو از زمين تا نزديك شونه هات بيار بالا..آره اينقدر)بايد به دبيرستانشان برود(براي امنيت ) و چرا عمو بايد هميشه نگران حمله نژاد پرستها به خانواده اش باشد ...عمويي كه در هيچ كجا آرامش و امنيت نيافت نه در ايران و نه در اين ديار كفر!!وباز كمي فكر ميكنيم كه به ايران باز گرديم و عطاي اين مرزو بوم را به لقايش ببخشاييم و باز وقتي نظم اينجا را ميبينيم وقتي دانشگاه هاي اينجا را ميبينيم وقتي مترو اينجا را ميبيينم!!!كه هميشه صندلي خالي دارد در همه ساعات روز!!!!مويه ها ميكنم به وضع خودمان در ايران وپاهايمان شل ميشود براي بازگشت...

 

                       

پ ن1: گيج شدم هلپ!!

پ ن2: فردا ميخوام برم منچستر..(.پيرو همون قضيه صفا سيتي!)

پ ن3: عمو هم مياد!!! ميگه بابات تو رو دست من سپرده (آيكون اه.. چرا ولم نميكنه!!به همراه كندن موهاي سرم!! )

پ ن4: مرسي كه تنهام نزاشتين و بعضي هاتون فرط و فرط كامنت دادين (خودش ميدونه كيو ميگم!)

دغدغه نوشت:
 
قومی متفکرند اندر ره دین                قومی به گمان فتاده در راه یقین

می ترسم از آن بانگ بر آید روزی       ای بیخبران راه نه آن است و نه این