نيمه شب بود و تو در خاطر من چون هر شب ...

ره خواب  ، بر چشم ترم مي بستي ...

در خيال من و انديشه من بودي تو ...

نه همين شب !همه شبها هستي !

همه شب حال من اين است نه اين شب تنها ...

همه بي تابي و شب بيداري ...

گونه تر كردن ها ...

تو كدامين شب از اين حال دلم با خبري ؟

تو چه داني كه چسان مي گذرد ؟

لحظه ها ، ثانيه ها  ، بي تو سر كردن ها!

كاش مي دانستي

شوق ديدار تو در سر دارم ...

كاش مي دانستي ...

كه به اندازه اين فاصله ها ...

من از اين فاصله ها ...

دلتنگم ...